مريم ھوله ( ھیچ مطلق )
ھیچ مطلق
چه بینھايتي ! مثل وقتي كه پلكم را مي بندم !
تو كه ھرگز از ماه فرو نیفتادي ھرگز آسمان تو را نیافت
چگونه زير پاي من له شدي تا از آتشي پشت آسمان به من خبر دھي ! ؟ !
ما ساده بوديم حتي سايه مان ما را نمي شناخت
و لايتناھي كه ھیچ مطلق بود ما را ترسانده بود !!
برايت ھزاران داستان نوشته بودند اما من داستان تو را از بر بودم
تو را ھرگز كسي نديده بود تا سخني حتا گفته باشي
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 20:20  توسط تیکا اس ام اس tikasms
|